نوروز
كهن ترين جشن تاريخ بشر ي
بي گمان، هرايراني د ر آغاز سال و شكوه بهاري
به مراسم زيبا و د لفريب نوروزي چشم مي دوزد
و شوق و شور نو شدن بر جانش نشاطي جاودانه
مي افكند . اين تعلق خاطر بـه مراسم سال نـو بـا
پيام هاي معنوي نيز همراه است و در فرهنگ
شادي آفرين ايراني، شور نوروز چنان عميق و زيبا
است كه كوله باري از شوق، صداقت ،و عشق به
همنوع را به همراه دارد و همه ساعت طبقات با
عقايد و قوميت هاي مختلف اين جشن ملي را
گرامي مي دارند .
سرزمين پهناور و خرم ايران در گستره فراخناي
جنگل هاي سبز ، كويرهاي تفديده و دشت هاي
پهناور ، سرزميني است با قدمتي به كهنسالي
تـاريخ كـه اقـوام متعددي در ايـن وسعت بيكران
زيست كرده اند و با توجه به درخواست ، آرزو
و تمنا هاي خويش به رونق و آباداني اين خطه
پرداخته اند .
بي شك فرهنگ هر ملتي را عناطر دانش ، هنر
ادبيات ، دين و اسطوره تشكيل ميدهد ، فرهنگ
بومي ما رنگ سنتي دارد و نتيجه ميراث نسل
هاي مختلف با اندوخته هاي بزرگ تاريخي است
كه رنگ معنويت همه ي آن را زينت داده است .
متأسفانه نسل جديد خودآگاهي كافي نسبت
به اين فرهنگ خودي و بومي ندارد چون بر اين
نسـل شناخته شـده نيست قـابـل دفـاع نيز
نمي باشد بر همين مبنا بايد ارزش هاي اين
رسوم را كه همراه اين نوروز به شكل آداب و
احـكـام پـديـدار مـي شـود بشناسيم و بـه
مؤلفه هاي آن پي ببريم و اعتبار و ارزش آن
را بـاز گـوئيم مثلاً نظافـت خـانـه و غبار روبي ،
خود ارزش است كه همه در مراسم عيد نوروز
جلوه گر مي شود كه مي توان اهميت بهداشت
و رعايت سلامتي را به آن ضميمه كرد و يا هنگامي
كه به ديدار يكديگر مي رويم باز هم نوروز باعث
روابط فردي و اجتماعي است كه از ديدگاه ديني
نيز به عنوان ‹ صله رحم › بدان توجه شده است
كـه ايـن امـر سبب مي شود كـه كـدورت هـا و
دوري ها بيش از يك سال ادامه نيابد .
نوروز جشن عامه مردم است ، جشن كشاورزاني
كه از،زمستاني سرد رسته اند و به بهاري
شوق آفرين پيوسته اند، جشن انسان هاي
آرمان خواهي كه براي فرداي بهتر تلاش
مي كنند و نويد آور رهايي انسان هايي
است كه مي كوشند شادي و كار را
جايگزين غم و تنبلي كنند .
بنياد نوروز :
بنياد نوروز به بيش از سه هزار سال باز
مي گردد و نخستين بار اين رسم نيكو را
جم پسر طهمورث نهاد .
چون سي سال از پادشاهي طهمورث
گذشت روزگارش سرآمد و فرزندش جمشيد
جانشين اوشد . جمشيد در جهت نظم و نسق
جامعه تحت امرش هزاران تأسيس ايجاد كرد
او در تغيير فصول و برگزاري جشن ها ، آداب
و رسومي را وضع كرد كه نوروز يكي از آنها
است . و در توضيح افزودند كه وي در راستاي
نهادن آداب و رسوم نيكو خواست ، عيدي براي
خود قرار دهد ملت ؛ در يك روز بهاري كه مطابق
با اول اعتدال ربيعي بود در آذر آبادگان بر تخت
نشته بود و شعاع خورشيد كه بر جايگاه وي
تابيده بود منظره اي دلپذير ، زيبا و باشكوه به
وجود آورده كه همه ي چشمها را به خود
مجذوب ساخت . از منجمين پرسيد :
امروز كدامين روز است ؟
به او گفتند:
اين روز آغاز بهار است و گفت : آن را جشن
بگيريم و آن روز را جشن فروردين و روز
خورشيد نام نهاد .
بي گمان كهن ترين جشن تاريخ بشري
نوروز است .
جمشيد يك هزار سال و پنجاه سال زيست
تا به دست ضحاك كشته شود و ضحاك
به دست فريدون در كوه دماوند به زنجير
كشيده شد و اين واقعه در نيمه ي روز مهرگان
انجام شد . پس نوروز را جمشيد و مهرگان
را فريدون بنا نهاد و بر همين اساس
جشن نوروز را حدود يك هزارو پنجاه سال از
جشن مهرگان كهن تر مي دانند .
نوروز جشن تولد زمين و زمان جهان وجهانيان
است و آغاز شكوفايي طبيعت .
براين مبنا بيش از همه توصيه ي مؤكد شده
است كه به خاطر ياد آوري از گذشتگان
به وادي خاموشان و مقابر و آرامگاهاي
آنان سربزنند و براي آنان خيرات و مبرات كنيد
البته علت ياد آوري از دست شدگان آن است
كه در آن محيط ، به فكر رفتن از اين جهان باشد
و سعي كنيد كه زندگي را با حساب تر طي
كنيد و همين امر در هنگام تبادل طبيعت
نيز بر زندگي شما اعتدال مي بخشد
ودرهر حركت ، طرح و برنامه ريزي دقيق تري
خواهيد داشت .
در اصل پديده جشن نوروز و آداب و سنن
وابسته به آن يك امر ايستا و متوقف نيست
بلكه يك موضوع پويا و متحرك است كه
در يك جمع بندي دربرگيرنده ي تكوين
و تكامل جشن نشينان و جشن گيران
مي شود و ضمن دادن شادي و رونق
زندگي، آرمان خواهي و عدالت خواهي را
در آنان به وجود مي آورد .
اشخاص مؤمن و متدين در صورت امكان،تمام
ساعات نخستين روز سال جديد را با
دعا و عبادت در منزل مي گذرانند اين
گروه در طليعه صبحدم غسل مي كنند و
آنگاه لباس بسيار تميزي مي پوشند، نماز
واجب و مستحبي را مي خوانند و به
قرائت قرآن كريم و كتب نفيس خويش
مشغول مي شوند و با زهد و عبادت
آرزومند كه سال نو را به خوشي و خرّمي
به سر برند .
به قول زنده ياد دكتر علي شريعتي :
‹‹ نوروز برهان اين دعوي است كه
ايران با همه سالخوردگي هنوز
جوان و نيرومند است . ››
*********************
مروري بر فلسفه و چيدمان
سفره هفت سين
**********************

سفره هفت سين،سفره سرزندگي، شادماني ،
بهروزي ، كاميابي و نوروزي ماست .
ما در كنار اين خوان پرمعنا نشسته در حالي
كه آيات كتاب آسماني را زير لب زمزمه
مي كنيم و به تعبير و تفسير هريك از اين
سين ها ي هفتگانه مي انديشيم و
اندك اندك در مي يابيم كه اين
سنّت جاودان به ما
عزت،عظمت،رأفت،شوكت،دولت ،
سلامت و قدرت مي بخشد .
ونشانه هايي از پيروزي ،بهروزي،
و كاميابي جامعه تلقي مي شود
و همه و همه نشأت يافته از فلسفه
زيباي وطن دوستي ، خداشناسي
نوع دوستي، خانواده داري ، احترام گذاري
و در يك كلمه ،انساني زندگي كردن است
و نمودي از استوار داشتن سنت هاي
خوب و ارزشمند گذشتگان مي باشد .
اين همه معاني متعالي مي تواند
كارساز جامعه و رهياب موفقيت
در همه شئون زندگي فردي و
اجتماعي باشد .
يكي از برجسته ترين و دل انگيز ترين
آداب نورزي گستردن سفره هفت سين
است و در اين باره انشمند بزرگ ما
ابوريحان بيروني مي گويد :
‹‹ نوروز در نخستين روز از فروردين ماه
است ازاين جهت نوروز نام كردند كه
پيشاني سال نو است دراين هنگام
بايد سفره اي انداخت و در كنار
آن باب جلوه در آوردن نشانه ها
براي سال نويي كه در پيش داريم
با خويشتن خويش ميثاقي
محكم ببنديم ››
بايد گفت كه نزد بيشتر ملل عدد هفت ،
برگزيده و مقدّس است در سفره نوروزي
انتخاب اين عدد بسيار قابل توجه است
ايرانيان باستان اين عدد را با
هفت امشاسبند يا هفت جاودانه مقدس
ارتباط مي دادند
درنجوم عدد هفت ، خانه آرزوهاست
و رسيدن به اميد ها را در خانه هفت
نويد مي دهد .
علامه مجلسي مي فرمايد :
‹‹ آسمان هفت طبقه و زمين هفت طبقه
است و هفت ملك يا فرشته موكل برآنند
اگر موقع تحويل سال هفت آيه از قرآن
مجيد را كه با (سين ) شروع مي شود
بخوانند آنان را از آفات زميني و
آسماني محوظ مي دارد ››
علت ماندگاري و توان و شكيب اين
آداب و رسوم همان رازهاي دروني
آنهاست كه به تاريخ و فرهنگ ،خوي
و عادات مردم ايران زمين پيوند دارد
وزماني كه به شادي و نشاط ، سعادت
و فلاح علاقمند بوده اند براي پايداري
اين نشاط خردمندانه ايام را با جشن
توأم با خرد سپري مي كردند .
در آداب و سنن برخي از اديان و همچنين
در بسياري از موارد سنتي و قبيله اي
عدد هفت اهميت زيادي دارد مانند :
هفت موضع نمازگزرار،هفت سلام قرآن،
هفت تكبير در صفا و مروه ، هفت آسمان،
هفت دوزخ ، هفت سوراخ نفاق، هفت بند ني
و هفت اقليم و ...
هفت سين نيز يكي از اين هفت هاي معتبر
مي باشد كه سال ها ، قرن ها و هزاره ها
نزد ايرانيان در آداب نوروزي جاي ارزشمندي
داشته است .
در قرآن كريم : هفت خوشه، هفت گاه ،
هفت حيوان لاغر، هفت سختي ، هفت زمين
هفت طريق ، هفت شب و هفت باب آمده است .
در روزگاران قديم ايرانيان در هفت سيني
هفت دانه خوراكي كه عبارتند از :
گندم،نخود،باقلا،عدس،ماش،جو،لوبيا
را سبز مي كردند و در پي آن برمبناي
سرسبزي و باروري بيشتر هر يك از
اين دانه ها پيش بيني مي كردند كه در
سال نو كشت كدام يك از اين غلات بيش
از ديگرغلات رونق خواهد يافت و بدين ترتيب
سال را مساعد كشت ،داشت و برداشت
تشخيص مي دادند . در زمان صفويه بنا بر
معتقدات مذهبي خود ،در هفت سين تغييراتي
دادند . در اين زمان سيني هفت قل مي ساختند
و بر روي آن هفت آيه از قرآن كريم كه با كلمه
قل آغازمي شده كنده كاري مي كردند . برخي
از دانش پژوهان عقيده دارند كه هفت سين
در دوران پيش از اسلام هفت شين بوده است .
گمان اين ست كه يكي از دلايل تبديل
هفت شين به هفت سين اين بوده است
كه (شين ) در شمال ايران و در جنوب ايران (سين )
خوانده مي شده
و در گفتار ها بدين نحو بوده است براي مثال
آبادي هايي كه در شمال شميران ناميده
مي شد در جنوب سميران مي خواندند و ...
و يا با توجه به قداست عدد هفت و تغيير
شين به سين و خوش آوا بودن حرف سين
به زود ي جاي هفت شين را در خانواده هاي
ايراني مسلمان گرفت ، زيرا سين از جمله
حروفي است كه بسياري از لغات طربناك
و شادي آفرين مانند : سرور، سود،سرود،
سعادت، سروري ، سلامتي ، سلام و ...
با سين آغاز مي شود و آخرين حرفي
است كه قرآن كتاب خداوند منان در
سوره ‹الناس› با آن خاتمه مي يابد .
ما ايرانيان مسلمان قرآن مجيد را بر فراز
رحل نهاده و دعاي وقت تحويل سال را
زمزمه مي كنيم :
يا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ والاَبْصَارْ
يا مُدَبِّرَ الْلَيْلَ وَ النَّهَارْ
يا مُحَوِِِِِِِِّلَ الْحَولَ وَالاَحْوالْ
حَوِّلْ حَالَنَا
اِلي اَحسَنِ الْحَالْ
****************
اي گرداننده ي قلب ها و چشم ها
اي هماهنگ كننده ي روزها و شب ها
اي دگر گون كننده ي احوال و حالات
حال ما را به نيكوترين حال ها
تغيير بده
*********************
چيدن سفره هفت سين نيز آداب خاصّ
خود را دارد كه پس از گستردن سفره
آيينه و قرآن و ظرفي از آب را در ميان
نهاده و بعد هفت سين ها را به اين
ترتيب و با قصد و نيت بر سر سفره
قرار مي دهند :
1- سنجد ( نداي خرد گرايي و دعوت به عقل )
سنجد نماد سنجيده اقدام كردن است گذشته
از خواص گياهي كه بر آن مترتب است سنجد
را بر اين تفكر سر سفره مي نهند كه تا هر
كس با خويشتن عهد كند كه در آغاز سال نو
هر كاري را سنجيده شروع كند .
بنابراين تنظيم امور زندگي وي خردمندانه
خواهد بود . براين اساس قرار دادن
سنجد گرايش به عقل است و احترام
به تفكر و ترويج خرد ورزي را تجلي مي كند ؛
بدين ترتيب علت اولين سين سفره هفت سين
قلمداد مي شود . و در اين باره حديث
نبوي است (( اول، ما خلق به عظمت
عقل و تأثير آن در زندگي انسان ها
به نشانه دل سپردن به رهنمود هاي
عقل كرديم . ))
2- سيب (نماد صحت و سلامت فرد و جامعه )
سيب را مادر يا بزرگ خانواده در كنار سنجد
قرار مي دهد . سيب نماد سلامتي است .
در منقولات اسلامي آمده است كه نگاه كردن
به سيب عبادت است و خوردن آن ثوابي بالاتر
دارد اكنون ما با انساني عاقل و سالم در روز
اول سال باي گام نهادن به مرحله جديد عمر
روبرو هستيم بنابراين سيب هشداري است
كه انسان به سلامت جسم خود بينديشد
و درستي و بهداشت و صحت بدن خود را به
دست فراموشي نسپارد .
3- سبزه (خوش خلقي و ايثار )
سبزه نشانه خوش اخلاقي ،خرّمي و شادابي
است كه سبزي خود شادابي زندگي ، سرشاري
و نيكويي است . از قول پيامبر اكرم (ص) چنين
نقل شده است كه :
‹‹ من براي اخلاق نيك انتخاب شدم و خداوند
كسي را كه با ترشرويي با برادرانش رو به رو
شود دشمن مي دارد .››
فلسفه قرار دادن سبزه اعلام خرّمي ،
خوش خلقي در سال نو است كه انسان
پيوسته خوش برخورد و خوش رو باشد و در
معاشرت و برخورد با ديگران سخت گير نباشد .
4- سمنو (نمايش قدرت و مبارزه با ضعف )
سمنو علامت قدرت است . آدمي در كشاكش
زندگي خود و مبارزه با طبيعت بايد نيرومند و
قوي باشد . سمنو بدون شيريني مضاعف با
جوانه گندم تهيه مي شود و غذايي بسيار
مقوي و پرانرژي است . لزوم اقتدار بر قهر
طبيعت و مقابله با سختي ها مي باشد و
اين نماد خدايي ، هديه به جامعه است
كه قدرت وصلابت خويش را فراموش نكند .
5- سير (موعظه ، نگهداشت حد و حقوق افراد
و عدم تجاوز به حقوق ديگران )
ما در اينجا با انساني عاقل،سالم،بشاش،
و قوي روبرو هستيم اما اين انسان كاستي هاي
د يگري دارد و سفره هفت سين با موعظه به
وي ياد آور مي شود كه خود را بهتر و
شايسته تر سازد بدين معنا كه نشستن پاي
سفره هفت سين در ابتداي سال به ايشان
مي آموزد كه نبايد گستاخ و بي آزرم و ناآرام
و كم مايه باشد . سير به نشانه ي دست
نگه داشتن از تجاوز و پاي از گليم خويش
بيرون نكردن است . سير نشانه ي مناعت
طبع است و بايد انسان همواره با قناعت
به جهان بنگرد و استغفار را سرلوحه امور ش
قرار د هد و از بايد ها و نبايد ها بشري خارج
نشود .
6- سركه (نشانه پذيرش ناملايمات حيات)
سركه نماد پذيرش ناملايمات و گوياي اين نكته
است كه در برابر رخدادهاي ناگوار زندگي بايد
تسليم شد . هر چند سركه داراي خواص
متعدد است امّا در طول حيات خود همواره
مواجه با كمي و كاستي ها و نامرادي ها ي
مختلف بوده ايم و بايد بپذيريم كه در هر روز
و هر ساعت سرور و شادماني و شاد كامي
نيست پس براي دست و پنجه نرم كردن
با تلخي ها و پذيرش ناملايمات موجود كه در
يك زند گي عادي هست بايد جايي براي اين
ناخواسته ها باشد و با آن مبارزه كرد از اين
جهت سركه را بر سر سفره مي گذارند
كه نمادي براي تحمّل ناملايمات باشد .
7- سماق(نشانه عدالت،صبرو اميددرساحل زندگي)
سماق سمبل صبر و بردباري و تحمل ديگران
است و گوياي يك اشاره دقيق به صبر و حوصله،
بردباري و مبارزه در جهت خواسته ها و آرزو هاست
زيرا اميد به انسان مي آموزد كه در گذر زندگي
خستگي را بايد خسته كرد و در درون انسان
كامل صبر و مقاومت جهت د ستيابي
به اهدافش دمادم موج مي زند .
برخي از محققان بر اين معتقدند كه پس از
هفتمين سين سفره ،سكه را بر آن اضافه
مي كنند زيرا كه ثروتمندي از آرزوهاي ديرين
بشر بود ه است و شايد بيشترين تلاش
روزمره انسان در پي كسب قدرت مالي
و مادي خلاصه مي شود .
*******************************
پس با عنايت به توضيحاتي كه ارايه شد
سفره هفت سين نشانه ي اين است كه درآغاز سال
به ايرانيان صلا درمي دهد كه روز وسال نو شده است.
مانيزنفس خويش را تهذيب كنيم وبر آن تزكيه
ارج روا داريم وزندگي را دراين
هفت آيه بنگريم
تا خداوندي كه هفت آسمان را آفريده
وهفت دريارادرزير آن نشانده و در واقع
هفت نماد رافرا روي ما قرا رداده وبه
ماهشدار مي دهد
كه:«تواي انسان شريف ونيكوكار
چگونه وبه چه منوالي است وبر كدامين
طرفين زندگي خويش را سپري
مي كني و اگر خواهان ثروت ودولتي از كدامين
طريق آن را به دست مي آوري؟»
پس بياييم با اين سفره كهن اسطوره اي
جاودانه كه بر آن نورخدايي تابيده واز
نشستن وبر خاستن در كنار آن عشق،
صفا پاكي وصداقت هويداست،
خود را واين سنت كهن را كه اينسان
متحول كننده است با ديد ديگري بنگريم
تا تاثيري ژرف بر همه ما درآغاز هر سال
داشته باشد وفرزندان مانيزدرپهنه عمر خويش
همه نوروزها را با اعتقاد به معناي سترگ
وعظيمي كه از هر يك از اين«سين ها »
استنباط مي شود آغاز كنند.
فراموش نكنيم زندگي منتظر هيچ كس
نمي ماند پس با ايمان ، سال نو را
آغاز مي كنيم و بر عقل گرايش نيك داشته
باشيم . برترس غلبه كنيم و تصميم بگيريم
زندگي را بسازيم . بي ارادگي و بي تصميمي
بدترين حالت است زيرا در اين صورت به جاي
شركت در حيات و بهره مندي ازشادي و درك
لذت،قرباني آن شده ايم . بايد با خوش خلقي
سلامت و رعايت موازين همواره قوي و مقاوم
و درد و شكست و ناكامي ها را درمان و جبران
كنيم و اقتدار خويش را به گونه اي به كار گيريم
كه خستگي خسته شود و با پذيرش جهان و
زندگي و رخدادها ي آن با مشكلات فعالانه
و صحيح برخورد كنيم و مطمئن باشيم كه به
طور حتم پيروز مي شويم .
مقاله خود را با كلام گهربار امام جعفرصادق(ع)
به پايان مي رسانم كه فرمودند :
‹‹ چون عيد شود غسل كن و پاكيزه ترين
جامه هاي خود را بپوش و به بهترين بوهاي
خوش خود را معطّر كن .››
و از خداوند مي خواهيم :
اي آنكه به تدبير تو گردد ايام
اي ديده و دل از تو دگرگون مادام
اي آنكه به دست توست احوال جهان
حكمي فرما كه گردد ايام به كام .
+ نوشته شده توسط hassan51 در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت
6:39 بعد از ظهر |